نمی دانستم مرغ های دریایی هم گاهی تنبل می شوند؛ آن جا دیدم که سعی می کردند غذا را در هوا یا حتا از میان نوک یکدیگر بقاپند و بعد در صورتی که موفق نمی شدند به طرف سفره ی بزرگ دریا می رفتند که تکه های گوشت سخاوتمندانه روی آن چیده شده بود.
کودک کم کم جلو می رفت؛ انگار نماینده ی تمام آدم بزرگ هایی باشد که با فاصله ی چند قدم، تماشاگر این گردهمایی بودند.
نسيم صبح، بوي گل پراکند
افق دريايي از نور است و لبخند
دل افروزان شادي را صلا زن
سيه کاران غم را در فروبند
فريدون مشيري
29 اسفند 1389، بوشهر
Together
Bushehr, Iran