جمعه، فروردین ۱۲، ۱۳۹۰

با هم



نمی دانستم مرغ های دریایی هم گاهی تنبل می شوند؛ آن جا دیدم که سعی می کردند غذا را در هوا یا حتا از میان نوک یکدیگر بقاپند و بعد در صورتی که موفق نمی شدند به طرف سفره ی بزرگ دریا می رفتند که تکه های گوشت سخاوتمندانه روی آن چیده شده بود.

کودک کم کم جلو می رفت؛ انگار نماینده ی تمام آدم بزرگ هایی باشد که با فاصله ی چند قدم، تماشاگر این گردهمایی بودند.
 
 
نسيم صبح، بوي گل پراکند
افق دريايي از نور است و لبخند
دل افروزان شادي را صلا زن
سيه کاران غم را در فروبند
 
فريدون مشيري
 
29 اسفند 1389، بوشهر
 
Together
Bushehr, Iran